تبليغاتX
وبلاگ علی هراتی

دوشنبه یازدهم آبان 1388

مجادله بر سر یک خال

 

حافظ

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را 
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

 

صائب تبریزی


اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را 
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
 نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

 

 

  
شهریار


اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

 
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
 
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
 
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

 

 

 

 

محمد عيادزاده
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
 خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
 مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ 

که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را

نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را 
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟

نوشته شده توسط هراتی در 9:12 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دهم آبان 1388

دانلود خیلی جالبه

 

http://dweb.ir/?p=13386

http://dweb.ir/?p=13502

نوشته شده توسط هراتی در 10:32 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم مهر 1388

جک مردانه

 

 

جوک مردانه

خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد ديد تشنه است آب را آفريد ديد در تاريكي است نور را آفريد ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد!



بيشتر مردها 2 آرزوي بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشين براي فرار از خونه!



مثل هندی : ریشه ی تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین .



ضرب المثل ژاپنی: زنهای زشت همیشه در عشق صمیمی هستند.



سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوم ها در لحظه اي كه دهانشون بسته است عكس بگيره !



ضرب المثل روسی: دو چیز همیشه باید تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ !



ضرب المثل آمریکایی: سه چیز را زود به زود عوض کن؛ زن، عشق و پیراهن زیر!



در پي کاهش جمعيت پسران نسبت به دختران: درخيابان: دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو! پسر: ايييييييييييش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي !



مثل چینی :اگر ميخواهي براي يك روز معذب باشي مهماني كن و اگر مي خواهي براي يك سال معذب باشي پرنده نگاهدار و اگر مي خواهي مادام العمر معذب باشي زن بگير.
 

 

جوک زنانه

کابينه زندگي مشترک: زن=وزير سلب آسايش ، شوهر= وزير کار ، مادر زن= وزيرجنگ ، مادر شوهر=وزير اغتشاشات ، خواهر زن= جاسوس دو جانبه ، خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي ، پدر زن= وزير ارشاد ، پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلحت !



می دونی بزرگترین مجرد بودن چیه؟ از هر طرف تخت که عشقت بکشه می تونی بیای پایین!



 
به زی زی (زن زلیل) می گن: ای زی زی (زن ذلیل)! چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟ میگه خوب اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه!



بچه: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟ مامان: یعنی یه خری مثل بابات!



از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟ میگه: آخه مخفف كلمات: بدبخت فلك زده است




روز قيامت خدا مي گه مردي زن ذليل برن اون طرف وايستن بقيه اين طرف. همه مردا مي رن تو قسمت زن ذليل ها وي ميستن به جز يک نفر. خدا هيجان زده مي شه کلي اون مرد رو تشويق مي کنه و بعد ازش مي پرسه: تو چرا نرفتي اون طرف؟ آقاهه مي گه: زنم گفته همين جا وايسا جُم نخور تا من برگردم.




وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!




اگر ديدي مردي در ماشين رو بري خانمش باز کرد مطمئن باشيد که يا ماشين نو است يا خانم!

 

 

يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود
 


کجا می شینی
لطیفه (جوک) . لطیفه های تاریخ گذشته
از غضنفر مي‌پرسن: شما كجاي تهران مي‌شينيد؟ مي‌گه: هرجا كه خسته شم!...
 


به یارو میگن: با «ابریشم» جمله بساز. میگه: هوا ابری شم خوبه!
 


از یارو ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه:‌ اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!
 


غضنفر می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حركت كن.
غضنفرمی زنه دنده عقب!
افسر میپرسه چرا دنده عقب می ری؟
می گه می خوام خیز بگیرم!

 


از یارو می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟
میگه به من اطلاع ندادن, هنوز نمیدونم دایی شدم یا خاله

 


وزير صنايع طی یک نشست خبری صبح فردا اعلام خواهد کرد:
ايران به زودي خودروي اسلامي مي سازد؛ که مشخصات این خودرو طبق استانداردهای ملی و اسلامی اینگونه خواهد بود:
هنگام حركت صلوات مي فرستد
اگر سرعت از ۸۰ بالاتر برود آية الكرسي مي خواند
در صورت بروز حادثه ، فاتحه مي خواند... .

 


یارو رو داشتن میبردن اتاق عمل. ازش میپرسن:همراه داری؟ میگه: اره دارم خاموشش کردم!!!

 


يه سوسك ميفته تو دستشوي ميگه منو اين همه خوشبختي محاله!

 


دستت رو بذار رو یه طرف صورتت ....... گذاشتی !؟
خوب به این پدیده میگن ماه گرفتگی!

 

 

شعار بنده خدا در تظاهرات اخیر : وای به روزی که بفهمیم چی شد!

 

ختنه را تعریف کنید؟ نوعی کلاه برداری اسلامی است با نیت خیر! rolling on the floor

نوشته شده توسط هراتی در 8:51 |  لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم مهر 1388

عكسهايي از دامغان

 

عكسهايي از شهر تاريخي صدردروازه

نوشته شده توسط هراتی در 12:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نهم مهر 1388

خاطرات مدرسه يادش بخير

 

























































نوشته شده توسط هراتی در 12:32 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه نهم مهر 1388

انشا در مورد گاو

 

 

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه

 که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و

اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.

 

اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.

 

 

 

البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.

من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن

 این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.

هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.

 

بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد.

 مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته  درست میکنند.

هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست.

 همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد

 

 

وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .

نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله  برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،

، طلاق و طلاق کشی و... ندارند.

گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.

آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.

 

شاعر در این باره میگوید:

سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست

سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست

 

 هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.

نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.

گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند .

گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند.

 شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟

شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟

گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟

گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم  شود؟

آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.

ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم.

اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه

 همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود.

ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.

 

 

 

 تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟

 آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟

تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟

آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟

و مثلا بگوید

 از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.

 

تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و

 آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته

 شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:

 

گمون کردی تو دستات یه اسیرم

دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم

 

Hosted by ImageHost.org

 

 دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"؟!!

سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ؟ !!

 دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟

گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.

دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند.

آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.

رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند.

هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمیخورد.

 

 Hosted by ImageHost.org  

هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند.

 هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.

هیچ گاوی خیانت نمیکند.

 هیچ گاوی دل گاودیگر را نمی شکند

.هیچ گاوی دروغ نمیگوید .

هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که از فرط پرخوری تا صبح خوابش نبرد  در حالی که

 گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.

 

هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد  .هیچ گاوی...

 

Hosted by ImageHost.org

  

اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که

 انشایشان را بخوانند.

اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...

 

لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..

 

ولی...هیچ گاوی نگفت:من...بلکه گفت :ما...

 

 Hosted by ImageHost.org

   

 

 
 

..

 
 
 
 
 
 
 
 

 

GroupTeam


Owners

  ALI

 Yousof

Y!ID: RedVolcano_81  Y!ID: YousofShajari 
براي چت با من اينجا را کليک کنيد براي چت با من اينجا را کليک کنيد

Moderators

FARIBA

30nAp30

نوشته شده توسط هراتی در 10:42 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم شهریور 1388

 

 

افتتاح بزرگترین هتل خاورمیانه در دبی

افتتاح بزرگترین هتل خاورمیانه در دبی

 هتل و مجموعه تفریحی آتلانتیس با صرف هزینه یك میلیارد و 500 میلیون دلار در دبی گشایش یافت.

به گزارش شبكه خبر به نقل از الجزیره، این هتل كه بزرگترین هتل در خاورمیانه محسوب می شود در زمینی به مساحت 113 فدان (بیش از 450 هزار متر مربع) احداث شده است و حدود هزار و 600اتاق و سوئیت دارد.

قیمت هر شب اقامت در هر یك از اتاق های این هتل بین 700 دلار تا 25 هزار دلار است. این هتل در چارچوب طرح دبی برای افزایش جذب گردشگر از هفت میلیون نفر كنونی به ده میلیون نفر در سال 2010 احداث شده است.

  http://i37.tinypic.com/14jx4eo.jpg

http://i37.tinypic.com/14jx4eo.jpg

http://i37.tinypic.com/14jx4eo.jpg

 

 

 

 

نوشته شده توسط هراتی در 10:47 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم شهریور 1388

 

زنی که شش قلو به دنیا آورد

عکسی از تست مقاومت در برابر سرمای هواپیمای فانتوم

نوشته شده توسط هراتی در 10:43 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388

تفاوتهای جالب همسران گل و اردوغان +عکس

 

تفاوتهای جالب همسران گل و اردوغان +عکس 

روزنامه وطن، چاپ استانبول با انتشار گزارشی به مقایسه خصوصیات اخلاقی و رفتاری دو بانوی اول کشور ترکیه یعنی امینه اردوغان، همسر نخست وزیر و خیرالنساء گل، همسر رئیس جمهور پرداخته است.

به گزارش پایگاه تحلیلی – خبری ایران بالکان (ایربا) این گزارش به شرح زیر است:

آیا این دو به هم شبیه اند؟ تفاوت های عمده بین امینه اردوغان و خیرالنساء گل چیست؟

     

آیا نوع نگاه این دو زن به اسلام اختلاف زیادی دارد؟رفتار اینان در زندگی خصوصی شان چگونه است ...؟

الف- رفتار با همسر

 امینه اردوغان روی شوهر خود تاثیر فراوانی دارد؛ کنترل خانواده در اختیار اوست؛ به حساسیت در دیدار همسرش با زنان دیگر شهرت دارد! غالبا هم مراقب دیدارها و عملکرد همسرش است.

                


اما خیرالنساء گل سعی می کند هنگام دیدارهای همسرش عقب تر بایستد؛ او همسرش را کاملا آزاد می گذارد.

ب- دین و سیاست

به اعتقاد کسانی که خیرالنساء گل را از نزدیک می شناسند، او دلبستگی بیشتری به اسلام سیاسی دارد.

امینه اردوغان نیز به ارتباطات روزمره بیش از موضع گیری های ایدئولوژیک اهمیت می دهد.

د- مد و نوع زندگی روزانه

امینه اردوغان با طراحان مد همکاری دارد؛ او تا امروز 8 تا 10 طراح مد لباس هایش را تغییر داده است.

اما خیرالنساء گل با طراحان مد کار نمی کند و لباس هایی را برتن می کند که خود می پسندد.

جالب اینکه امینه اردوغان نوع روسری اش را تاکنون بارها تغییر داده و هر بار رنگ آن را روشن تر کرده است.

در مقابل، خیرالنساء گل هیچ گاه نوع روسری اش را تغییر نداده است.

امینه اردوغان کفش هایی به پا می کند که  مارک شرکت ایتالیایی استیلتو را داشته باشد؛ کفش های او عمدتا نوک تیز است.

   

خیرالنساء گل ولی کفش های نرم تر را ترجیح می دهد.

ه- روابط اجتماعی

امینه گه گاه با مردان دست می دهد.

اما خیرالنساء گل در ترکیه با مردان دست نمی دهد.

           

او تنها در آمریکا و در جریان دیدارهای رسمی با مردان دست داد ولی در ترکیه از این کار پرهیز می کند.

و- سیاست و مسائل زنان

امینه اردوغان گویی ناظر و مشاور همسر مسئولان و وزرای کابینه است؛ هر کس نسبت به شوهر خود تردیدی داشته باشد نزد او می رود. او در این خصوص بسیار هشیار است. دشمن شماره یک مقاماتی است که خارج از محدوده خانواده ارتباطات مشکوک داشته باشند.

او برای این قبیل افراد چون کابوسی ترسناک است. گفته می شود امینه اردوغان در تصویب قانون محدود کننده روابط نامشروع در ترکیه نقش اصلی را داشته البته اما وقتی اتحادیه اروپا به این مصوبه واکنش نشان داد، حزب عدالت و توسعه عقب نشینی کرد.

خیرالنساء گل بیشتر علاقمند است در خصوص آزادی فعالیت زنان باحجاب تلاش کند؛ او پرداختن به مسائل سیاسی، ایدئولوژیک و نظری را بر دیگر مباحث ترجیح می دهد.

                                   

اما اکنون این سوال مطرح است که آیا تفاوت دیدگاه های امینه اردوغان و خیرالنساء گل می تواند اوضاع ترکیه را تحت تاثیر قرار دهد؟

در پاسخ باید گفت کمی بله و کمی خیر! آن ها در هر صورت همسر کسانی هستند که امروز سکان جهت دهی به سیاست های کلان ترکیه را در دست دارند.
 
نوشته شده توسط هراتی در 15:13 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه پنجم مرداد 1388

تذکره اسفنديار رحيم مشايي

 

تذکره اسفنديار رحيم مشايي

آن چشمه زلال بي‌غش، آن ميراث‌دار سياوش و آتش، آن صاحب وعده‌هاي به زودي، آن پدر نوعروس سلسله محمودي، آن چو مدودف از بهر پوتين، آن رهيده از تيغ گيوتين، آن نشسته در پيشگاه رقصندگان، آن روئين‌تن، مگر به نقطه ضعف زبان، آن محمود را تجسم انسان غايي، پيرما اسفنديار رحيم مشايي(زيد الله محبته الي بني اسرائيل)
نقل است که به وقت کودکي، اسفنديار، پريزي ديد کنده شده و تکه‌سيمي عريان از درونش هويدا، پس به عادت خردي بدان چنگ زد و چون چنين کرد لرزه‌اي بر وجودش مستولي شد و زمين و زمان پيش چشمانش تيره و تار و در ميان تاريکي نوري به ناگاه پيش چشمانش درخشيدن گرفت و پيرمردي بر او ظاهر شد. رحيم رو به پير کرد و گفت: سياهي کيستي؟ پير گفت: اديسون... رحيم گفت: مرا چه مي‌شود؟ پير گفت: تو را هيچ نمي‌شود، اين حال که ديدي از برق است که خواست تو را بگيرد، ليک تو او را گرفتي! رحيم گفت: چطور چنين چيز ممکن آيد؟ پير گفت: تو چيز نگو که چيز براي دگري است...تو روئين‌تن زاده‌اي و بدان که اين طلسم تا آن زمان که بر طريق محمودي هرگز باطل نشود... حال برقم را ول کن که واتسون منتظر است... و رحيم ول کرد و صبحدم به هوش آمد و چنين زمزمه کرد که:
در خواب دوش پيري داخل پريز برق ديدم / با دست اشارتم کرد، که عزم سوي معجزه هزاره سوم کن
و پس از آن بود که به دانش گراييد تا بدو بلند گردد و بر علم الکتريک تسلط يابد و اديسون(زيدالله اختراعاته في دولت دهم) زمانه خويش گردد اما چرخ روزگار سرنوشت ديگري بر پيشانيش نبشته بود که روزي بر طريق تصادف راهش به راه محمود(زيد الله سهمنا من عدالته) افتاد و نگاهشان آميتاباچان‌‌وار به يکدگر گره خورد و چون برادر گم‌کرد‌گان مهرشان بر دل هم افتاد و چنان شد که از آن روز دگر کس ياد ندارد که اين دو را فراق و جدايي افتاده باشد و مردماني که پيش از اين شمس و مولانا افسانه پنداشته بودند چون حکايت رحيم و محمود بديدند به آنچه از فسانه و اساطير آمده بود ايمان آوردند، ليک هرگز ندانستند که شمس کدام بود و مولوي کدام... بدين تاريخ که مي‌رانم برآنم که نقلي نگويم که خوانندگان گويند: «آن جاي آدم خالي بند»... ليک سخت در محذور گرفتارم که زمانه نه بسان پيشينيان است و عصر، عصر اينترنت است و جمله آدميان توانند تا به طرفه‌‌العيني دست به كيبورد برند و نام بزرگان تايپ و گر لازم آيد فيلترشکن استعمال، تا تصويرها بينند و صداها شنوند، سمعا بصرا...
ليک فتوشاپ هم به ورژن آخر در دست خلايق چون نقل و نبات است و ابزار از نرم و سخت در کوي و برزن فراوان تا صداها ساخته گردند و تصاوير پرداخته و از اين روست که روزگار روزگار تکذيب است و انکار، و ديوار حاشا بالا بلندتر از هر بلند بالايي و بدين طريق است که روزي ‌هاله تکذيب گردد و دگر روز دست جماعت اُناس در کف سيدخندان به آستين رود و دگر روز لطيفه‌اي گفته آمده حاشا و دگر روزها به همين طريق! و نقل‌ها همه بر همين قسم است که حکايت همچنان باقيست و شب دراز است... ليک کوروش نياسوده و بيدار!

پس چنين بود که روزي گفتند: اسفنديار به مجلس پايکوبي ترکان و جماعت ضعيفه‌گان حاضر آمده... و دگر روز گفتند: اسفنديار مدعي پرواز فرشتگان در عرصه کشور گشته... و دگر روز گفتند: اسفنديار مي‌گويد ملت ايران را خدا برگزيده و حضور کوروش در ايران اتفاقي نيست و نام خليج‌فارس را مسبوق به سابقه‌اي 30ميليون ساله است... و دگر روز گفتند: رحيم، حجاب را در ايران اجبار ندانسته... به صدور انقلاب به دنيا اعتقاد ندارد و پلوراليسم دوست مي‌دارد و اديان توحيدي را همه به يک راه مي‌داند و...
و اما بشنويد از پير ما رحيم که بر خلاف آمد عادت، اينها همه بشنيد و کمتر تکذيب کرد و بيشتر تاکيد نمود و پايمردي نشان داد تا کار بدانجا رسيد که حرف از غاصبين قدس و مجاوران کوه صهيون به ميان آمد و پير ما رحيم که از اول روز بار غم عشق يار را بر گرده خويش تاب آورده بود چون سخن به دوستي ملت‌ها و عشق به انسان‌ها به ميان آورد، کار بدانجا رساند که حساب ساکنين از غاصبين جدا نمود و به ناگاه چنان موجي در عالميان و آدميان به راه انداخت که قطره قطره‌اش جمع اضداد بود، از راست و چپ و پايين و بالا و آنانکه چون خطوط موازي در لامکان نيز به هم نمي‌رسيدند بر سر نقطه‌اي به نام رحيم مجتمع گشتند و متفق که اسفنديار را دگر هيچ جاي بخشش نيست و گر نبود سايبان محمودي و ظل محبت يگانه يار و پناه ديرين، بي‌شک رحيم غريقي بود تنها و بي‌کس، افتاده در درياي بلا!
و کارها بر همين مسير بود و اسفنديار هر از گاهي زبان در دهان مي‌چرخاند تا في‌الفور تيغ و تير سويش روانه گردد، ليک وي را به سبب روئين تني هيچ زخم نمي‌رسيد و کارها بر همين روال بود تا محمود دگر بار بر تخت ملک تکيه زد و کار را بدانجا رساند که مهره‌ها چيده گردند و دولت را هياتي نو ساخته‌ آيد پس محمود مشت خويش باز کرد و نام اسفنديار پيش چشم ياران گرفت تا رحيم بر راست خود نشاند، پس دست رحيم به نشانه صدر المعاونين و به جانشيني خويش به وقت نقصان بالا برد. مريدان چون حال چنين ديدند نعره‌ها زده يکدگر در آغوش گرفته سخت گريستند اما حالشان همچنان گرفته بود پس به هم آويختند و لباس و جامه همدگر سخت جر دادند که کس را توان تاب چنين ضايعه‌اي نبود.
و محمود حرف اعاظم و بزرگان قوم از صالحان و پاکان تا ضالين و گمراهان هيچ گوش نگرفت تا دگر هيچ چاره نماند مگر به حکم حکومت تا کارها يک رويه گردد و آب رفته از جوي بازگردد، اما اين حديث در بين خلق ماند که حکايت اين قصه از اول چه بود؟
پس گروهي گفتند که کلام رحيم، کلام محمود است و اين دو هر يک نيمه‌اي باشند از يک سيب، يکي پنهان و ديگري پيدا و نشايد يکي را ستودن و ديگري را نکوهيدن...و گفتند آنچه رحيم کرد چراغي بود سبز و همه از روي فراست و سياست و رحيم هيچ از سر خودسري و يکه‌تازي نکرد و نشايد گناه مردمان نادانسته شستن... و گروه دگر گفتند رحيم يک رج از اين فرش است و مردي آن نيست که اين همه نقش نکو را به يک رج پايمال کردن و آنچه رحيم کرد از نبود کياست بود و بايد به هر طريق از رحيم گذر کرد و بهتر آن است که دندان لق را کندن تا هم درد زايل شود و هم صاحب دندان به راه خويش باز آيد.
و اما بشنويد از رحيم و محمود که با اين همه، پشت به توفان، همچنان در کنار هم، که...
قدر زر زرگر شناسد / قدر گوهر گوهري/ قدر اسفنديار محمود شناسد/ قدر طوطي، بلبلي

 

نوشته شده توسط هراتی در 16:32 |  لینک ثابت   •