جمعه سی و یکم شهریور 1385
دسته هاون از شكم مرد سرابي بيرون آورده شد
دسته هاون از شكم مردي در سراب كه آن را بلعيده بود، بيرون آورده شد.
پزشك معالج اين بيمار به فارس گفت: اين بيمار يك دسته هاون به طول 10 سانتي متر و قطر يك سانتي متر بلعيده بود.
يعقوب جهان افروز افزود: اين بيمار با درد شكم به بيمارستان امام خميني (ره) مراجعه كرد و پس از راديولوژي مشخص شد، دسته هاوني در ناحيه ابتدايي روده بزرگ وي قرار دارد.
وي اضافه كرد: گروه معالج بيمار پس از باز كردن شكم مرد بيمار، موفق شدند بدون آسيب ديدن روده، دسته هاون را از ناحيه ابتدايي روده بزرگ خارج كنند.
جمعه سی و یکم شهریور 1385
غول جستجوي اينترنت جهان انتخاب اول 44 درصد كاربران اينترنت آمريكاست
به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از ایسنا، گزارش ماهانهي موسسهي تحقيقاتي Nielsen Ratings نشان ميدهد كه گوگل در ماه اوت بيش از ١/٤٤ درصد از سهم بازار جستوجوي اينترنت آمريكا را در اختيار داشت و توانست بالاتر از ديگر رقباي خود قرار بگيرد.
بر اساس اين گزارش، در ماه اوت بالغ بر ٥/٦ ميليارد صفحهي وب از سوي كاربران آمريكايي جستوجو شد كه در اين ميان ياهو توانست بعد از گوگل در رتبهي دوم قرار بگيرد؛ هرچند سهم آن از كل بازار جستوجوي آمريكا در مقايسه با ماه جولاي يك درصد كاهش يافت.
سايتهاي مايكروسافت با ٣/٣ درصد كاهش مراجعه در ردهي سوم و سايتهاي AOL با چهار درصد كاهش در رتبهي چهارم قرار گرفتند
پنجشنبه سی ام شهریور 1385
زندگی
عشق فرمود: تا چه بگويد اين دل من.
عقل ناليد: کجا حل شود اين مشکل من؟
مرگ خنديد در اين خانه ی ويرانه ی من!
پنجشنبه سی ام شهریور 1385
هلال ماه رمضان
همچنين100 گروه از رصدگران دورهديده و باتجربه در پي روِيت هلال پراهميت ماه مبارك رمضان هستند.
چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385
jتوهین پدر بزرگ بوش به اسلام
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، جورج بوش (1796-1859) كه عموي پدر بزرگ جورج بوش (رئيس جمهور فعلي آمريکا) ـ با دست کم چهار واسطه ـ ميباشد ، رهبر کليسايي در انديانا بولس است. وي در جدل و مناظره مهارت داشته و استاد دانشگاه نيويورک در رشته لغت عبري و آداب شرقي و صاحب تاليفاتي نيز مي باشد. بيشتر تاليفات وي در شرح اسفار تورات بوده است. اما يکي از مهمترين تاليفات وي همين کتاب زندگي پيامبر اکرم (ص) و امت عرب و مسلمانان است.
با توجه به محتواي اين کتاب، ميبايست آن را از بدترين کتابهايي دانست که در غرب درباره پيامبر (ص) و مسلمانان نوشته شده است. در اين کتاب نه تنها به اسلام و پيامبر اسلام، بلکه به تمام مذاهب شرقي مسيحي نيز توهين شده است.
مولف در مقدمه دليل ارسال پيامبر اسلام را تأديب يهود و مسيحيت ميداند که پس از سالها گرفتار فساد و انحراف شده بودند؛ لذا همان پيامبري که در تورات و انجيل وعده داده شده بود، آمد تا با شمشير و جنگ و سپاه، آنان را ادب کند. وي ميافزايد: خداوند وعده کرده آنان را عذاب کند و اين به وسيله رسولي که از جنس بشر است، خواهد بود!
بوش بر اين اساس، به بررسي موقعيت مسيحيت و کليسا همزمان با ظهور اسلام پرداخته است.
تأکيد کتاب بر ذکر نام پيامبر (ص) در کتابهاي تورات و انجيل نا خواسته از نقاط مثبت کتاب است. اختلاف در هدف ارسال وتحليل بحث و ابراز دشمني نويسنده است.
مطلب ديگر، تأکيد مولف بر معراج پيامبر (ص) و بيان آن در کتب عهدين است.
از ديگر اعتقادات مؤلف نظر وي در باره قضا و قدر الهي است. وي بر اين عقيده است که خير و شر موجود در قدر از خدا وند است و خداوند اراده کرده است که در ابتدا اسلام انتشار پيدا کند (البته تا کنون) و پس آنان، مسلمانان به سوي دين صحيح که همان مسيحيت است باز گردند. در نهايت مسيح هم باز خواهد گشت و حکومت خواهد کرد.
به عقيده کارشناسان، کتاب جورج بوش مبناي بسياري از نوشتههاي بعدي نويسندگان و شرق شناسان غربي بوده و خواندن اين کتاب در شناخت ديدگاه غرب نسبت به اسلام و مسلمانان ضروري است.
بنا به اين گزارش،مواردي درباره مؤلف و کتاب او بسيار شايان توجه است: خبر انتشار اين کتاب در سال 2004 منتشر شد. به دنبال آن در روزنامه الحيات در مقالهاي که توسط نويسنده اي از دانشگاه الازهر نوشته شده بود اعلام شد که نويسنده آن جد اعلاي بوش رئيس جمهور فعلي امريکاست.
از آنجايي که در اين کتاب توهينهاي آشکاري به اسلام و محمد (ص) و عرب شده بود، اين مساله موجب سر و صدا گرديد. در اين باره توضيحاتي در نشريات انگليسي از جمله خبرگزاري رويترز در تاريخ 13 دسامبر 2004 به اين شرح منتشر شد:
1. کشيش جرج بوش کتابي با عنوان زندگي محمد در سال 1830 نوشته و در اين ترديدي نيست.
2. اين کشيش بوش پدر بزرگ يا جد مستقيم رئيس جمهور فعلي آمريکا نيست. اين مطلب در کتاب رسمي مربوط به اجداد و خاندانهاي روساي جمهور امريکا آمده است.
3. دو شجره نامه مستقل نشان ميدهد که کشيش بوش پسر عموي اُباديا بوش بوده که اين اباديا پدر پدر پدر پدر بزرگ رئيس جمهور فعلي امريکاست.
4. کتاب زندگي محمد (ص) از سال 1901 تا 2002 به صورت دستنويس بوده است. در سال 2002 ناشري به تکثير جزئي و بر اساس درخواست آن را عرضه کرد که جمعا 50 نسخه از آن تاکنون (2004) منتشر شده است.
کتاب ياد شده در آوريل 2004 براي بار نخست و در سپتامبر همان سال براي بار دوم به عربي ترجمه و همراه با متن انگليسي منتشر شد.
در اين گزارشها تأکيد ميشد که در اين کتاب عربها به عنوان حشرات يا ملخ و امثال اينها معرفي نشدهاند.
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385
تپه حصار
پس از سال ها با تلاش باستان شناسان محوطه هفت هزارساله تپه حصار داراي عرصه و حريم قانوني مي شود. فقدان عرصه و حريم قانوني اين شهر باستاني موجب تخريب بخش زيادي از آثار فرهنگي آن شده است. با صدور مجوز از سوي پژوهشکده باستان شناسي از هفته آينده عمليات تعيين عرصه و حريم محوطه هفت هزارساله تپه حصار آغاز مي شود. تپه حصار از تپه هاي پيش از ميلاد واقع در فلات مرکزي ايران و در دو کيلومتري جنوب شرقي شهر دامغان استان سمنان قرار دارد. عمليات تعيين عرصه و حريم تپه حصار به سرپرستي "احسان يغمايي" و "کوروش روستايي" از باستان شناساني که پيش از اين نيز در حوزه تمدن حصار پژوهش هايي داشته اند انجام مي شود . اين عمليات 15 سال پس از زماني که "حسن رضواني" ديگر باستان شناس متخصص در حوزه فلات مرکزي ايران در اين منطقه فعاليت کرده بود صورت مي پذيرد.
"کوروش روستايي" گفت:« اساس برنامه به جز مستندسازي، نقشه برداري و تعيين حرائم مطالعه روي مواد و يافته هايي است که آقاي يغمايي در چند فصل کاوش در اين محوطه به آن دست يافته بودند.» وي افزود:« با توجه به آنکه در انتهاي سال جاري قرار است همايش فرهنگ هفت هزارساله تپه حصار در سمنان برگزار شود. نتايج اين عمليات قرار است به صورت کتاب منتشر و در دسترس علاقه مندان و شرکت کنندگان در همايش قرار بگيرد.» اين باستان شناس خطر پيشرفت مزارع کشاورزي حاشيه محوطه باستاني را تا آثار باقيمانده از مهمترين دلايلي دانست که ضرورت تعيين عرصه و حريم اين محوطه باستاني را غير قابل انکار مي کند و افزود:« به علت عبور خط راه آهن از وسط عرصه محوطه باستاني حصار و پيشروي زمين هاي کشاورزي اين محوطه و آثار باقي مانده از آن در طول سال هاي گذشته دچار آسيب هاي فراواني شده است که اميدواريم تعيين عرصه و حريم تا حدودي جلو اين تخريب ها را بگيرد.» "روستايي" گفت:« به علت عبور روزانه قطارهاي سنگين از وسط شهر حصار امکان آسيب هاي بيشتري به آثار زير خاک اين محوطه وجود دارد که در صدد هستيم با کمک مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و از راه هاي موجود بتوانيم طرحي را براي انحراف خط راه آهن به مسيري ديگر تهيه کنيم.»
غناي فرهنگي و قدمت باستاني تپه حصار ، مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را بر آن داشته است تا با برگزاري همايشي بين المللي به معرفي هر چه بيشتر اين محوطه باستاني و آثار ارزشمند به جاي مانده از آن بپردازند. بر اساس برنامه پژوهشکده باستان شناسي قرار است اين همايش در اسفندماه سال جاري برگزار شود.
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385
دامغان شهر تمدن پایتخت اشکانیان
دامغان در حدود چهارصد سال پيش از ميلاد مسيح چنان عظمتی داشت كه اشك سوم و تيرداد اشكانی در سال 249 پيش از ميلاد آن را پايتخت خود اعلام نمودند . اين شهر تا قرن اول ميلادی اهميت خود را حفظ كرد و مركز ايالت بزرگ قومس بود . برخی ها , طرح اين شهر را به هوشنگ نسبت داده اند . اين نظريه به واقعيت نزديكتر است كه مردم اين منطقه دراطراف رودخانه چشمه علی كه در درة كوههای شمالی جاری است اسكان يافتند و مدنيتی را بوجود آوردند . چنانكه نوشته اند , نزديك به چهارصد سال پيش از ميلاد جمعی از مغان در مسير رود سكنی گزيدند و به همين علت , نخست اين منطقه ده مغان ناميده می شده و به مرور زمان و در آخر الامر به دامغان تبديل گرديد .دامغان مدتی پايتخت زمستانی اشكانيان بود و تا كشته شدن يزدگرد , آخرين پادشاه ساسانی موقعيت خود را حفظ كرد . در دوره های حكومت امويان ,عباسيان , طاهريان , سامانيان , سربداران و ديلميان دامغان از موقعيتی ممتاز برخودار بود .
دامغان پايتخت ساسانيان
آنچه تاکنون خلاف آن ثابت نشده این است که؛ پایتخت زمستانی اشکانیان شهر صد دروازه بوده و اردشیرساسانی پس از آنکه در سال 397 قبل از هجرت پیغمبر اسلام اردوان اشکانی را کشت و سلسله ی اشکانیان منقرض شد مدتی پایتخت زمستانی خود را دامغان و تیسفون قرار داد که تیسفون تا کشته شدن یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی پایتخت ساسانیان بوده و خرابی تیسفون در تاریخ معلوم است. ولی نسبت به دامغان (صددروازه) نظریه ی آنان را که نوشته اند در محلی نزدیک شهر کنونی بوده به علاوه در تاریخی ذکر نشده کمترین آثاری از چنان شهر بزرگی نیست و اگر می بود بایستی واقعه ی خرابی آن و احداث شهر با این باره ی مهم ضبط می گردید و تاریخ ایران در زمان ساسانیان روشن است.
دامغان و قومس
در مجموعه ی جغرافیای تاریخی تالیف " لسترنج " به نام " سرزمین های خلافت شرقی " نوشته شده است که: ایالت " قومس (کومس) " در دامنه ی جبال البرز و در سرزمینی کم پهنا بین کوه های البرز در شمال و کویر لوت در جنوب محصور است و شاه راه بزرگ خراسان که از ری در اقلیم جبال می آید و به نیشابور در خراسان منتهی میگردد و از سراسر ایالت قومس می گذرد و همه ی شهرهای قومس در سر این راه واقع بوده و امروز نام قومس استعمال نمی شود زیرا عمده ی این؛ جزء خراسان جدید شده و قسمت باختری آن از نواحی ری (تهران کنونی) گردیده و کرسی ایالت قومس " دامغان " بوده که اعراب " الدامغان " می نویسند و به عادت خود اسم ایالت را بر کرسی آن اطلاق و دامغان را قومس نیز می گفته اند.
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385
اولین زن ایرانی به فضا رفت
انوشه انصاري - نخستين زن فضاگرد (گردشگر فضايي) جهان - مايكل لوپز آلگريا فضانوردي از ناسا و كيهان نورد روس ميخاييل تورين روز چهارشنبه به سكنه ايستگاه فضايي بينالمللي خواهند پيوست.
انصاري، برخلاف سه گردشگر فضايي قبلي كه صرفا ثروتمنداني ماجراجو بودند، چهرهاي علمي و كاملا شناخته شده در عرصه طرحهاي پيشتازانه فضايي است.
وي كه دانشآموخته كارشناسي ارشد مهندسي الكترونيك و كامپيوتر دانشگاه جرج واشنگتن است، چندين مقاله و دو اختراع در زمينه عملگرهاي خودكار و گرههاي شبكه بيسيم دارد.
انصاري در حال حاضر مشغول طي كردن دورهاي در دانشگاه سوئينبورن است تا دومين مدرك كارشناسي ارشد خود را در رشته اخترشناسي دريافت كند.
وي كه همچنين از پيشگامان طرحهاي توسعه سفرهاي فضايي است، در سفر فضاييش آزمايشهايي را در زمينه فيزيولوژي انسان و تاثير امواج راديويي بر بدن در فضا انجام ميدهد.
از ديگر آزمايشهاي انوشه انصاري در مدت اقامت در فضا، بررسي دقيق مكانيسم ماهيچههاي بدن فضانوردان در شرايط محيطي جديد است.
وي و خانوادهاش نامي كاملا شناخته شده در عرصه تحقيقات فضايي دارند.
خانواده انصاري مبتكر جايزه 10 ميليون دلاري Ansari X Prize است كه چندي پيش به سازنده نخستين فضاپيماي خصوصي كه قابليت پرواز در ارتفاع بيش از 100 كيلومتري زمين را داشت اعطا شد.
به گزارش ايسنا، انصاري در حال حاضر رياست شركتي را برعهده دارد كه با مشاركت شركت «ماجراجوييهاي فضايي» و آژانس فضايي فدراسيون روسيه، طرحي را جهت ايجاد ناوگاني از فضاپيماهاي تجاري براي اعزام گردشگران به ارتفاعات زيرمداري در دست اجرا دارد.
انوشه انصاري كه چهلوپنجمين فضانورد زن در تاريخ سفرهاي فضايي جهان است، چهارمين زن فضانوردي است كه به وسيله آژانس فضانوردي فدرال روسيه راهي فضا شده است.
وي در حالي كه در حال سوار شدن به موشك سايوز بود گفت: من خيلي خوشحالم كه اينجا هستم.
انوشه انصاري در مصاحبههايي كه داشته، گفته است: من تا سن نوجواني در ايران زندگي مي كردم و به اين كشور علاقه خاصي دارم به همين علت پرچم ايران را با خود به فضا ميبرم تا همگان در فضا هم پرچم ايران را ببينند.
منابع: نوانديش / فارس / ايسنا / آسوشيتدپرس
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385
خانم انوشه انصاری
به گزارش ايرنا، انصاري به كمك سفينه روسي سويوز تياماي- ۹و به همراه دو خدمه جديد ايستگاه فضايي بينالمللي، يعني فضانورد روس، «ميخاييل تيورين» و فضانورد آمريكايي «مايكل لوپز-الگريا» پرواز خود را آغاز كرده و پس از يك سفر دو روزه در فضا، روز چهارشنبه در ساعت ۰۸:۵۴دقيقه به ايستگاه فضايي خواهد رسيد.
انصاري متولد مشهد بوده و هماكنون ۴۰ساله است و با فعاليت در زمينه نرمافزارهاي مخابراتي در كشور آمريكا به ثروت زيادي دست يافته است.
به گفته انصاري وي در سالهاي كودكي خود مجموعه تلويزيوني پيشتازان فضا را از تلويزيون ايران با علاقه تماشا ميكرده و همواره يكي از بزرگترين آرزوهايش سفر به خارج از جو زمين و تماشاي كره زمين و كشور ايران از فضا بوده است.
انصاري در اوايل سال ميلادي جاري آزمايشهاي پزشكي دشوار لازم براي سفر به خارج از جو را با موفقيت پشت سرگذاشت و چند ماه در پايگاه فضايي استار سيتي در خارج از شهر مسكو تحت آموزشهاي فضايي بود.
پايگاه فضايي استار سيتي همان مكاني است كه يوري گاگارين به عنوان نخستين انسان فضانورد در سال ۱۹۶۱در آن براي سفر به فضا آموزش ديد و انصاري نيز به عنوان نخستين توريست فضايي زن در همين پايگاه خود را براي سفر به خارج از جو زمين آماده كرد.
در ابتدا قرار بود انصاري طبق برنامههاي از پيش تعيين شده در سال ميلادي آينده و بوسيله يك سفينه روسي سويوز به ايستگاه فضايي بينالمللي اعزام شود اما در پي لغو شدن برنامه سفر توريستي-فضايي يك ميليونر ژاپني براي سال جاري به دلايل پزشكي، برنامه پرواز انوشه انصاري جلو افتاد.
سفرهاي توريستي فضايي توسط يك شركت آمريكايي به نام «اسپيس ادونچرز» در ويرجينياي آمريكا سازمان دهي شده و با كمك آژانس فضايي روسيه عملي ميشود.
تاكنون سه توريست فضايي با پرداخت ۲۰ميليون دلار به اين شركت و آژانس فضايي روسيه، به سلامت به ايستگاه فضايي بينالمللي سفر كرده و به زمين بازگشتهاند و انوشه انصاري چهارمين توريست فضايي جهان و نخستين توريست زن فضانورد خواهد بود.
انصاري در آموزشهاي فضايي گسترده خود با موارد متنوعي نظير تحمل فشار شديد ناشي از شتاب سفينه هنگام پرتاب و حتي شليك اسلحه جهت دفاع از خود در برابر حيوانات وحشي درصورت فرود اضطراري در جلگههاي وسيع روسيه آشنا شده است.
نخستين توريست فضايي جهان يك سرمايهدار كاليفرنيايي به نام دنيس تيتو بود كه در سال ۲۰۰۱به ايستگاه فضايي سفر كرد. پس از تيتو، يك ثروتمند اهل آفريقاي جنوبي به نام مارك شاتلورث به عنوان توريست به فضا رفت و آخرين توريست فضايي نيز گرگوري اوسلن آمريكايي بود كه سال گذشته ميهمان ايستگاه فضايي بينالمللي شد.
انوشه انصاري علاوه بر علاقهمندي به سفر به فضا خود نيز هماكنون در زمينه سرمايهگذاري براي توليد سفينههاي فضايي ويژه حمل توريستهاي فضايي با شركت اسپيس ادونچرز و همچنين آژانس فضايي روسيه وارد مذاكره شدهاست.
از سوي ديگر انصاري پيش از اين و در سال ۲۰۰۵خود يك مسابقه بزرگ با يك جايزه ده ميليون دلاري به نام انصاري اكس پرايز راهاندازي كرده بود كه در آن شركتهاي خصوصي بايد يك سفينه سه نفره با قابليت پرواز تا ارتفاع ۱۰۰كيلومتري و خروج از جو زمين ارائه ميكردند كه در نهايت سازنده يك سفينه به نام اسپيسشيپوان موفق به اخذ اين جايزه شد.
انوشه انصاري داراي ليسانس مهندسي برق از دانشگاه جورج ميسن ويرجينيا و فوق ليسانس همين رشته از دانشگاه جورج واشنگتن آمريكاست.
وي پنج سال پس از انقلاب اسلامي ايران به كشور آمريكا سفر كرد و پس از چندي با همسر ايراني خود يك شركت توليدكننده فنآوريهاي مخابراتي به نام تلهكام تكنولوجيز را با سرمايه ۵۰هزار دلار راهاندازي كرد و چند سال بعد و زماني كه ارزش اين شركت به بيش از ۵۰۰ميليون دلار رسيده بود، آن را فروخت.
انصاري پس از پرواز روز دوشنبه، طبق برنامه ساعت ۰۸:۵۴صبح چهارشنبه و درست ساعاتي پيش از جدا شدن سفينه آتلانتيس از ايستگاه فضايي، به اين ايستگاه خواهد رسيد و بدينترتيب شانس ديدار با شش خدمه شاتل آتلانتيس و همچنين دو خدمه قديمي ايستگاه كه با آتلانتيس به زمين باز ميگردند را نيز خواهد د
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385
جك
بيكاري
شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.
در عكاسي
عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟»
مشتري:«مجاني!»
به شرط چاقو
مردي بادكنك فروشي باز كرد، اما بعد ازمدتي ورشكست شد، چون بادكنك هايش را به شرط چاقو مي فروخت.
در كلاس فارسي
معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟
دانش آموز:« اجازه! حرف اضافه.»
درسينما
اولي:«ببخشيد شما روي صندلي من نشسته ايد.»
دومي:«مي تواني حرفت را ثابت كني؟»
اولي:«بله!چون بستني قيفي ام راروي آن جا گذاشته بودم.»
در كلاس زيست شناسي
معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»
سعيد:«قورباغه و برادرش.»
دروغگوها
اولي: «يك روز توپم را شوت كردم، رفت كره ماه، خورد توي سر يك نفر و برگشت.»
دومي: «عجب! پس آن توپي را كه خورد توي سرم تو شوت كرده بودي؟»
نظر يادتون نره! اين وبلاگ را به دوستانتان معرفي كنيد.
نويسنده: حسن علي مدني(يكشنبه 9/5/1384 :: ساعت 3:3 عصر)
موضوعات:

دزدي
صاحب خانه:« آي كمك، كمك! دزد!»
دزد:« داد نزن بابا! كمك لازم نيست، من با خودم چند نفر آورده ام.»
استراحت
اولي:« از بس استراحت كردم، خسته شدم.»
دومي:« خب يك كم استراحت كن.»
نقاش تنبل
اولي:« چه نقاشي قشنگي! اما معلوم نيست طلوع آفتاب را نشان مي دهد يا غروب آن را.»
دومي:« نگران نباش. من مي دانم غروب آفتاب است. اين نقاش هيچ وقتي زودتر از ۱۲ ظهر از خواب بيدار نمي شود.»
جملات كوچك به سبك انسان هاي بزرگ!!!
* دريا براي صرفه جويي در آب، كمتر موج مي فرستد.
* روزگار غريبي است. يكي در آبپاش گلاب دارد و يكي در گلاب پاش آب هم ندارد!
* فكرهايم تابعيت مغزم را از دست دادند.
* ساز شكسته را در دستگاه سكوت كوك مي كنم.
* سيب به درخت چسبيده، به قانون نيوتن دهن كجي مي كند.
* از دودلي خسته شده بودم، يكي از آنها را يدكي نگه داشتم.
* زنبور تنها پزشكي است كه بدون معاينه به مريض آمپول مي زند.
از كسي پرسيدند:« چند سال
داري؟»
گفت:« هجده، هفده، شايد شانزده، احتمالا پانزده...! »
رندي گفت:« از عمر چرا مي دزدي؟ اين طور كه تو پس پس مي روي، به شكم مادرت باز مي گردي!»
مولوي، « مثنوي »
سكوت
در مجلس معاويه، يكي از بزرگان خاموش بود و هيچ نمي گفت.
معاويه گفت:« چرا سخن نمي گويي؟»
گفت:«چه بگويم؟ اگر راست بگويم، از تو بترسم و اگر دروغ گويم، از خدا بترسم. پس در اين مقام، سكوت بهتر است.»
محمد عوفي،« جوامع الحكايات»
نويسنده: حسن علي مدني(پنجشنبه 30/4/1384 :: ساعت 3:51 عصر)
موضوعات:

جملات كوچك به سبك انسانهاي بزرگ!
غروب از قايمباشك شب و روز خسته شد.
براي اينكه آدم خوشبيني شود، بينياش را عمل كرد.
نگاهش آنقدر يخ بود كه وقتي نگاهم كرد، از شدت سرما لرزيدم.
ضبط از صداي بلند نوار سردرد گرفت.
عكس توقف زمان است.
آسمان به زمين آمد ديد خبري نيست.
آلبالو گران بود، چشمانش انگور ميچيد.
هر لقمهاي را كه فرو ميدهم، معدهام فرياد ميزند: خوش آمدي!
وقتي ميخواهم حرف پنهاني بزنم، گوشهايم را ميگيرم.
براي اينكه حرفهاي بزرگي بزنم، دهانم را زير ميكروسكوپ ميگذارم.
لطيفه هاي از آب گذشته!!!
در اتوبوس
اتوبوس طبق معمول خيلي شلوغ بود. مسافري عصباني به آقاي چاقي كه پهلويش ايستاده بود، گفت آقا! ممكن است هل ندهيد!
مرد چاق با اوقات تلخي گفت: هل نمي دهم، دارم نفس مي كشم.
در استخر
فيلي در استخري شنا مي كرد. مورچه اي سر رسيد
و گفت: بيا بيرون كارت دارم.
فيل از استخر بيرون آمد. مورچه نگاهي به فيل انداخت و گفت: برو توي آب. فقط مي خواستم ببينم اشتباهي مايوي من را نپوشيده باشي.
چشم نخوردن
جلال: سعيد، چرا معلم شما اين قدر به تخته سياه مي زند؟
سعيد: خوب معلوم است! براي اين كه ما دانش آموزان چشم نخوريم!
عينك دودي
روزي مردي با عينك دودي كنار دريا مي رود و مي گويد: چقدر نوشابه سياه!
نويسنده: حسن علي مدني(شنبه 25/4/1384 :: ساعت 5:48 عصر)
موضوعات:

اولي:« كتابي را كه بهت دادم خواندي؟»
دومي: «بله، آخرش خيلي خوب بود.»
اولي:« اولش چه طور بود؟»
دومي: «هنوز اولش را نخوانده ام.»
معلم به دانش آموز:« بگو ببينم! سيب زميني از كجا پيدا شد؟»
دانش آموز:« از زماني كه اولين سيب از درخت به زمين افتاد.»
سعيد از دوستش، خسرو، مي پرسد: «دلت مي خواست جاي چه كسي بودي؟»
خسرو جواب مي دهد: «جاي تو.»
سعيد با تعجب مي پرسد: «چرا جاي من؟»
خسرو جواب مي دهد: «براي اين كه دوست نازنيني مثل خودم داشته باشم.»
اولي:« به نظر تو، هويج باعث تقويت بينايي مي شود؟»
دومي: «حتما، چون تا به حال هيچ خرگوشي را نديده ام كه عينك زده باشد.»
معلم: «مريم! اگر هم شاگردي ات، سارا، هزار تومان به تو بدهد و
دوباره پانصد تومان ديگر هم بدهد، در مجموع چه قدر پول خواهي داشت؟»
در همين موقع سارا با عصبانيت مي گويد:« اجازه! ببخشيد، از كيسه خليفه مي بخشيد؟! »
نويسنده: حسن علي مدني(شنبه 18/4/1384 :: ساعت 12:43 صبح)
موضوعات:

روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و احوالش را پرسيد. دوستش گفت:« تبم قطع شده است، اما گردنم هنوز درد مي كند.»
آن شخص گفت: «ناراحت نباش، اميدوارم آن هم به زودي قطع شود!»
پسر از مادرش پرسيد: «مادر جان! توي اين شيشه روغن موي سر بود؟»
مادر با خونسردي جواب داد: «نه، چسب بود، چسب مايع.»
پسر با وحشت گفت: «حالا فهميدم چرا هر كاري مي كنم، نمي توانم كلاهم را از سرم بردارم!»
اولي:« اگر تلويزيونم روشن نشد، چه كار كنم؟»
دومي: «هلش بده، بگذار كانال دو.»
شكار شير
اولي: «يك روز به يك شير حمله كردم و دمش را بريدم.»
دومي:« پس چرا سرش را نبريدي؟»
اولي:« آخر قبل از من، يك نفر ديگر سرش را بريده بود. »


