دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
تصاویر علی نوه حضرت امام خمینی
عکسنوشتی از علی کوچولوی امام
به مناسبت ایام سالگرد امامخمینی خاطرهای از نوهی کوچک امام را عکسنوشت میکنم.
فکر میکنم سال ۶۵ یا ۶۶ بود. مدیر رادیو یودم. گاهی میرفتیم دفتر امام. احمد آقای خمینی دفتری بالای سر محل ملاقاتهای خصوصی امام داشت. نمیدانم چرا به آن میگفتند اطاق 12. الان هم دفتر حسن آقای خمینی است. عکس زیر در یک قاب کوچک در آن اطاق بود.


بعدها آن عکس علی که مادرش گرفته بود منتشر شد. آن موقع سریالی به نام علی کوچولو هم از تلویزیون پخش میشد. خیلیها میگفتند به خاطر علی نوه امام این اسم را روی آن سریال گذاشتهاند. دیروز از علی آقای خمینی پرسیدم. میگفت که من اصلاً آن مطلب را نشنیده بودم.

علی متولد سال ۶۴ در سال ۷۹ به قم رفت و در کنار برادرش حسن آقا و آقا یاسر مشغول تحصیل علوم دینی شد.

بعدها معمم شد. شبی که مراسم عمامهگذاریاش بود من در سفر بودم. خیلی دلم سوخت که نتوانستم دعوت علی آقا را اجابت کنم.

اکنون هم آماده ازدواج است. نوه ی آیه الله سیستانی و دختر آقای شهرستانی داماد و نماینده فعال و هوشمند آقای سیستانی را عقد کرده است. این یک رسم دیرین مراجع و بزرگان حوزهها هست که از قدیم و ندیم فرزندانشان با یکدیگر ازدواج میکردهاند. ربطی به انقلاب و حکومت ندارد.

امامخمینی زیر عکس علی مطالب زیادی نوشتهاند. از خود علی آقا پرسیدم، متواضعانه میگفت: کمی تعریف کردهاند ولی ظاهراْ خیلی بیشتر از این حرفهاست و آیندهی خوبی برای او پیشبینی کردهاند.
پنجشنبه نهم خرداد 1387
بدون شهر
ريجاني رئيس مجلس شد.
- بگشاي لب که قند فراوانم آرزوست.

ـ نه، اينجوري نميشه؛ بايد يه فکري بکنم

ـ آخ قربونت برم، بيا روي ماهت رو ببوسم! پسرخاله، همشهري!

لاريجاني: حيف که کمرم درد ميکنه، وگرنه مثل تالار کشور از همينجا ميپريدم روي سن!

اين هم سندش، کفشها را وربکش و حرکت!

ـ اي بيا اون دهنت رو با پودر گرانبهاي رختشويي پر کنم.

ـ در يکي از روستاهاي سنندج يکي به من گفت: اگه قرار بود بعد از رحيم، مشايياي بيايد، آن رحيمي بود.

البته با حضور پر شور و خالي مسئولان وزارت اقتصاد و دارايي.

من که هرچي فکر کردم، نفهميدم ايشان چه جوري توان دختران ايران و زنان فرانسه رو درک کردن؟
