شنبه بیست و پنجم آبان 1387
جک
غضنفر تو جاده داشته رانندگی می كرده ، یهو میبینه یه كامیون داره از روبروش میاد،میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره. رفیقشو صدا می كنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین.![]()
گر چه ما را نکنی یاد ولی ما هستیم / دل به امید پیامی که ندادی بستیم.![]()
به علت بارش بي وفايي، جاده عشق لغزنده است، لطفا با محبت حركت كنيد !!!
هی!!!! 3 راه بیشتر نداری:
1 با من باشی
2 با تو باشم
3 توافق کنیم که با هم باشیم
قضنفره ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه کسي درو باز نميکنه با خودش ميگه فکر کنم در خرابه بهتره زنگ بزنم ![]()
یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!
در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ، صدف های رنگین خیال را می کاوم ، شاید مروارید رویای تو را در آن یابم
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيدا ست من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست ![]()
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز / می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم
روزی که عشق را قسمت کردند پرواز را به تو دادند .... قفس را به من ساز را به تو دادند .... غم را به من و من تشنه ی کویر دشت بارانم ..... مانند طایفه ی خاک می مانم و دشمن طوفان من هر شب این ساز را به بهانه ی تو به صدا در می آورم
روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!
کسی را که دوست داری آزادش بگذار !!! اگر قسمت تو باشد ٬ برمی گردد و گرنه ..... بدان که از اول قسمت تو نبوده است
تک درخت خاطراتم بر لب ساحل نشسته ، گر چه دوری از کنارم یاد تو در دل نشسته. ![]()
چندي ست که بيمار وفايت شده ام …… در بستر غم چشم به راهت شده ام …… اين را تو بدان اگر بميرم روزي …… مسئول تويي که من فدايت شده ام
کاش تو چایی بودی و من قندون، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی.![]()
مشترك محترم !!
با سلام
لطفا گوشی خود را خاموش كنيد
چون مي خوايم مخابرات را بشوريم...
صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش
شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری
عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه
اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.
يه مرغه قرص اكس ميخوره اسرائيليها ميگرنش. دليلش رو ميپرسند ميگن: اين مرغه همينطور كه راه ميرفته مدام مي گفته: قدس قدس قدس ...![]()
از غضنفر مي پرسن: بلندترين برج تهرون کدومه؟ مي گه: آزاديه ديگه، معلومه که !!!
دو باره مي پرسن: پس برج ميلاد چي؟
جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين! اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره!
میدونی بنیآدم اعضای یكدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو جیگر منی!![]()
توی زندگی انتخاب دو چیز خیلی سخته:
1- همسر
2- هندوانه![]()
در كوچه هاي عشق دنبال تو مي گشتم / حقيقت شب بود ترسيدم و برگشتم!![]()
بی تو هرگز...
...
...
...
با تو... مامانم نمی ذاره!![]()
یه نفر داشته برای مردم صحبت می کرده، می گه: اگه سگ بهتون حمله کرد باید این آیه قرآن را بخوانید.
حیف نون می گه: اما خوبه که آدم یک چوب هم با خودش داشته باشه، چون ممکنه همه سگها عربی بلد نباشند!![]()
مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!
برام دعا کن می خوام قلبمو عمل کنم. می خوام دریچه قلبم رو ببندم تا تو نتونی ازش بیای بیرون!
زندگی بدون عشق همچون باغ بدون آفتاب است که گل ها در آن مرده اند.
در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی،تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی،گوهر خود را نرن بر سنگ هر ناقابلی،صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود![]()
![]()
جمعه بیست و چهارم آبان 1387
آندر مصارف بوش
مردی به همسرش این گونه نوشت:
عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.
عشق تو
همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد:
عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها:
1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.
2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.
3..صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.
4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من آیتم های دیگری به او دادم.
5.سایر موارد 40 بوس.
نگران من نباش…هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا اخر این ماه با اون سر کنم.
تصادف مسخره در تهران
تا باز شدن کامل عکس ها شکیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب کنید








جمعه بیست و چهارم آبان 1387
خانمهای بدجنس اینجوری شوهرشون را بیدار میکنند (( عکس ))

شعری در ستایش دختران دم بخت ((طنز)) حتمآ بخون خیلی جالبه
دختـری با مادرش در رختخواب
درد و دل می کرد با چشمی پر ز آب
گفت مادر حالم اصلا ً خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم
روی دستت باد کردم مادرم
سن من از 26 افزون شده
دل میان سینه غرق خون شده
هیچکس مجنون این لیلی نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته
مادرش چون حرف دختر را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن
گفت دختر: مادر محبوب من
ای رفیق مهربان و خوب من
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعید و یاسر و ایضا ً صفر
با سه تا شان رفته بودیم سینما
بگذریم از ما بقیه ماجرا
یک سری، هم صحبت یاسر شدم
او خرم کرد، آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج قلی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد بله
بعد هوتن یار من فرهاد بود
البته وسواسی و حساس بود
بعد از این وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
بعد هانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آنکه تو را باشد یک پدر
دل نمی دادم به هر کس این قدر
خاک عالم بر سرت، خیلی بدی
واقعا ً که پــوز مـــادر را زدی!
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387
صدق وراستي اساس جميع فضائل انساني است .’’
صدق وراستي اساس جميع فضائل انساني است .’’
آياوقتي به هم دروغ مي گوئيم هرگز فكر كرده ايم كه با دروغ گفتن ازفضائل انساني دورمي شويم؟
براي گره گشائي مشكل خود به دروغ متمسك مي شويم ولي چرا غافليم كه مشكل گشاي حقيقي يعني آن خالق هستي ما را از دروغ گوئي منع فرموده اگر دروغ نگوئيم آيااو قادر نيست مشكل ما را حل كند ؟ آيادروغ گفتن ما به اين معني نيست كه به قدرت او شك داريم ؟وآيا صداقت وراستگوئي به معني توكل واعتماد ما نيست ؟
نظر خودتان را راجع به داستان زير نيز بفر مائيد
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کردهاند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضيح دهند . بنابر اين آنها براي توجيه غيبت در امتحانشان فكري كردند !
آنها به استاد گفتند : ما به شهر ديگری رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايی که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولانی نتوانستيم کسی را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم. استاد فکری کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند. آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سؤال خيلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال اين بود :
کدام لاستيک پنچر شده بود...؟!!
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387
ارزش داره ببینید
اوباما در بغل مادرش
اينهم از نتايج افزايش بي رويه پذيرش داشجو در برخي دانشگاهها
بهترین دوست یك كودك
جغدها هم عاشق می شوند!
کارخانه تولید چربی قورباغه در چین
شيطنت بچگي و لبخند شيطنت آميز
مرگ 52 گاو بر اثر فنس برقدار
عجب غذای توپی بود پسر حالا یه چرت میچسبه!
تصویری از یك قصابی دركره
آیین بزرگسالی ( جشن تکلیف ) زرتشتیان در تهران
جدیدترین روش جلوگیری از آبریزش بینی
ای ول به این صف دستشویی!
یکی از علتهای عدم وجود سربازی برای خانمها در برخی کشورها

تا این بنده خداها بیان آماده شن، مملکت تصرف شده، رفته
دختر زیبای بیل گیتس رو تا حالا دیدین؟!
ماشین عروس ابتکاری
دشمنان خانوم ها در حال استراحت!
قلب تیر خوردن
حاج آقا تو گوشيش چي داره؟
بهترین لباس هالووین
اگه به نیروی انتظامی معرفیتون نکردم!
.
.
.
..
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387
جشن ازدواج در آسایشگاه کهریزک
جشن ازدواج در آسایشگاه کهریزک

چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387
جشن ازدواج در آسایشگاه کهریزک
جشن ازدواج در آسایشگاه کهریزک

چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387
جک
بیا من بشم یوسف تو هم زلیخا ٬ فقط جون مادرت این دفعه یه کم تندتر بدو نذار فرار کنم !!!![]()
معتاده به دختره متلک ميگه :
چشاش بيشت !
لباش بيشت !
تيپش بيشت !
دختره برميگرده ميگه : گم شو آشغال !
معتاده ميگه : انژباط شفر !!!![]()
نصيحت پدرانه يک لر به بچه در شب امتحان :
امشو بشين به گهي بخور ، تا فردا يه اني بشي ! تا توي يه طويله اي رات بدن !!!
یه کُرد رو میبرن جهنم بعد میبینند هیچ کی تو جهنم نیست تحقیق میکنند میبینند همه رو قاچاقی برده بهشت![]()
تو شیراز مادر رو از دختر نمیشه تشخیص داد تو اصفهان گدا رو از پولدر تو تهران دخترو از پسر!!
به علت تورم فزاینده ی امسال ، نام امسال به " فشار ملی و تحمل اجباری " تغییر كرد !![]()
یکی در آرزوی دیدن توست ، یکی در حسرت بوسیدن توست ولی من ساده و بی ادعایم ، تمام هستی ام خندیدن توست![]()
هر کدوم از ما چون فرشتگانی با 1 بال هستیم ، تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که در آغوش هم باشیم . . .![]()
وصیت کردم بعد مرگم قلبمو اهدا کنن اما گفتن اجازه صاحبش لازمه. اجازه میدی ؟
اگه کوه باشی استواری ... اگه رود باشی روانی ... اگه کوه باشی بلندی اگه آسمان باشی وسیعی ... اگه خورشید باشی پر حرارتی اگه آدم باشی یه اس ام اس می فرستی!
ميلاد منجى،
پيام عدالت،
نگين امامت،
مونس محمد،
...
...
اينا رو ديشب تو پارتى گرفتن، ببين از فاميلاتون نيستن؟![]()
اون دنیا خدا نمی پرسه مدل ماشینت چیه؟ می پرسه چند تا پیاده رو سوار کردی؟
قابل توجه خانم هایی که نمی دونن نیت پسرها الهیه!![]()
حیف نون رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟
حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: "پرده دوم، دو سال بعد"
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون!
تو مي توني 2 ميليون به من قرض بدي ، مي دونم كه داري ، كمكم كن به خدا بهت بر مي گردونم
.
.
( التماس غضنفر به يك خودپرداز!) ![]()
يه روز غضنفر ميفته دنبال دختره با سنگ ميزنه توو سرش . بهش ميگه خوب مختو زدم ها !!!
غضنفر جوراب مي خره براش بزرگ بوده جلوش پنبه ميذاره ! ![]()
هر وقت کسی رو دیدی احساس کردی میخواد بغلت کنه و فقط تو می بینیش... زبونت بند اومده... صدایی نمی شنوی... زمان نمی گذره... مطمئن باش عزرائیله ![]()
عربه بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره ابدوالواحد
به تركه ميگن يه جمله بساز که توش آب باشه . ميگه : لوله
لذت بوسيدن در تاريكي ده برابر بيشتر از بوسيدن در روشنايي است . ( وزارت نيرو )![]()
یارو خونه ش توی بینهایت بوده ,شبا از صدای برخورد خطوط موازی خوابش نمی برده !!![]()
مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!
زن حیف نون بهش می گه شوهر همسایه، هر روز صبح که می خواد از خونه بره بیرون زنش رو بوس می کنه، تو چرا این کار رو نمی کنی؟
حیف نون می گه: آخه من که زن همسایه رو خوب نمی شناسم!![]()
اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید!
مي دونم تا SMS مياد دعا مي كني كه من باشم، مي خواستم بگم دعات مستجاب شد!
هه هه هه...
ببخشید، یه لحظه تو رو تو ذهنم تجسم کردم، نتونستم جلوی خنده مو بگیرم!
آسمان وقف نگاهت گل من، مانده ام چشم به راهت گل من، هر كجا هستی و باشی گویم، كه خدا پشت و پناهت گل من... ![]()
مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم، مهم تو بودی عشق من، نه قصه شكستنم، به افتخار عشق تو میگم كه بازنده منم...
معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو ... ![]()
عشق یعنی کوچیک کردن دنیا به اندازه یک نفر یا بزرگ کردن یه نفر به اندازه یک دنیا.![]()
شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا كردم،تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعا كردم.
هزار سال در این آرزو توانم بود تو هر چه دیر بیایی ، هنوز باشد زود
میدونی قشنگی زندگی به چیه ؟؟ اینه که تو بی خبر باشی یکی به خاطر تو با خدا راز و نیاز می کنه
نمیگم دلم اسیره نمیگم پیش تو گیره من میگم اگه نباشی دلم از غصه می میره
عطر حرفات واسه من بوی گل شقایقه . تو رو دیدن واسه من قشنگ ترین دقایق
غير از غم عشق تو ندارم غم ديگر / شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر .
تمام اميد آسيابان به وزش باده تاآسيابش از کارنيافتده،قلبم آسياب، خودم آسيابان ونفسهايت باد.!![]()










































